از دیر باز دست کم از زمان یونانیان، همواره دو مسئله مورد توجه بود: تمایل اجسام به سقوط به طرف زمین هنگام رها شدن. حرکات سیارات ، از جمله خورشید و ماه که در آن زمان سیاره محسوب میشدند. در گذشته این دو موضوع را جدا از هم میدانستند. یکی از دستاوردهای بزرگ جناب آقای آیزاک نیوتن این بود که نتیجه گرفت: این دو موضوع در واقع امر واحدی هستند و از قوانین یکسانی پیروی میکنند.
آیزاک نیوتن تا سال ۱۶۸۷ ، یعنی تقریبا تا ۲۲ سال پس از درک مفهوم اساسی گرانش نتایج محاسبات خود را بطور کامل منتشر نکرد. در این سال دستاوردهایش را در کتاب مشهوراصول که از آثار بزرگ اوست منتشر کرد. از دلایلی که باعث میشد او نتایج خود را انتشار ندهد، میتوان به دو دلیل اشاره کرد: یکی شعاع زمین ، که برای انجام محاسبات لازم بود و اسحاق نیوتن آن را نمیدانست و دیگری ، نیوتن بطور کلی از انتشار نتایج کار خود ابا داشت. زیرا مردی کمرو و درونگرا بود و از بحث و جدل نفرت داشت. راسل در مورد او میگوید: « اگر او با مخالفتهایی که گالیله با آنها مواجه بود روبرو میشد، شاید هرگز حتی یک سطر هم منتشر نمیکرد.»در واقع، ادموند هالی (که ستاره دنبالهدار هالی به نام اوست) باعث شد نیوتن کتاب اصول را منتشر کند. اسحاق نیوتن در کتاب اصول از حد مسائل سیب – زمین فراتر میرود و قانون گرانش خود را به تمام اجسام تعمیم میدهد.
گرانش را میتوان در سه قلمرو مطالعه کرد:
F = Gm1m2/r^2 G
نیروهای گرانش میان دو ذره ، زوج نیروهای کنش – واکنش (عمل و عکس العمل) هستند.
ذره اول نیرویی به ذره دوم وارد میکند که جهت آن به طرف ذره اول (جاذبه) و در امتداد خطی است که دو ذره را به هم وصل میکند. به همین ترتیب ذره دوم نیز نیرویی به ذره اول وارد میکند که جهت آن به طرف ذره دوم (جاذبه) و در امتداد خط واصل دو ذره است. بزرگی این نیروها مساوی ولی جهت آنها خلاف یکدیگر است.
ثابت جهانی G را نباید با g که شتاب ناشی از جاذبه گرانشی زمین روی یک جسم است اشتباه کرد. ثابت G دارای بعد L^3/MT^2 و یک کمیت اسكالر است (عددثابتی است)، در حالی که g با بعد LT^-2 یک کمیت برداری است ، که نه جهانی است و نه ثابت (در نقاط مختلف زمین بسته به فاصله تا مرکز زمین تغییر میکند).
با انجام آزمایشات دقیق میتوان مقدار G را بدست آورد. این کار را برای اولین بار لرد کاوندیش در سال ۱۷۹۸ انجام داد. در حال حاضر مقدار پذیرفته شده برای G برابر است با:
G = 6.67×۱۰^-۱۱
نیروی گرانش بزرگی که زمین به تمام اجسام نزدیک به سطحش وارد میکند، ناشی از جرم فوق العاده زیاد آن است. در واقع جرم زمین را میتوان با استفاده از قانون گرانش جهانی آیزاک نیوتن و مقدار محاسبه شده G در آزمایش کاوندیش تعیین کرد. به همین دلیل کاوندیش را نخستین کسی میدانند که زمین را وزن کرده است!
ارزش فرمول گرانش به این دلیل است که هر آن چیزی را که کوپرنیک، کپلر و گالیله کوشیده بودند تا دربارهی منظومهی شمسی به توضیح درآورند، در خود دارد. برای مثال، اینکه یک سیب به سوی زمین میافتد، به این دلیل نیست که میخواهد به سوی مرکز جهان کشیده شود بلکه فقط به این دلیل است که هم زمین و هم سیب دارای جرم هستند و در نتیجه طبیعی است که با نیروی جاذبه به سوی یکدیگر جذب شوند. سیب در هنگام افتادن به سوی زمین، شتاب میگیرد. در همین زمان، زمین نیز در حرکت به سمت سیب به بالا، شتاب میگیرد. اما به لحاظ اینکه جرم زمین بسیار بسیار بیشتر میباشد، تأثیر نیروی جاذبهی سیب نسبت به زمین ناچیز است.
معادلهی نیروی جاذبهی نیوتن میتواند برای توضیح اینکه چگونه زمین به دور خورشید میچرخد، مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس معادلهی گرانش، گفتههای گالیله ثابت میشود که میگفت زمین به دور خورشید میچرخد نه خورشید به دور زمین. زیرا زمین بسیار کوچکتر از خورشید میباشد. در حقیقت فرمول نیروی گرانش، میتواند برای پیشگویی اینکه قمرها و سیارات، مسیرهای بیضیشکل را دنبال میکنند، به کار رود و این دقیقاً همانچیزی است که کپلر پس از تجزیه و تحلیل مشاهدات تیکو براهه به اثبات رساند.

«من نمیدانم از نظر جهان، چگونه کسی هستم. اما از نظر خودم میپندارم که تنها مانند پسر کوچکی هستم که در ساحل به بازی مشغولم و گهگاه خودم را برای یافتن قطعهای سنگ صافتر و یا یک صدف قشنگتر از صدف معمولی به این طرف و آن طرف میبرم، در حالیکه اقیانوس بیکران از واقعیتهای ناشناخته در مقابل چشمان من گسترده شده است.»
اين مطلب به روش خلاصهبرداري و از وبسايت علمي بيگ بنگ گرفته شده است و همچنان ادامه خواهد داشت. ![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان